تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1025

مساهمون:

ص١٠٢٥
از آب ديده بر سر آتش نشسته‌ام * كو فاش كرد در همه آفاق راز من ( 2 )
حافظ ز غُصه سوخت ! ، بگو حالش اى صبا * با شاه دوست‌پرورِ دشمن گداز من ( 3 ) .
در بعضى از نسخ و در كتاب جامع نسخ حافظ از مسعود فرزاد : « سروناز » آمده ، در حافظِ قزوينى : « نقش‌باز » . . . كه هر دو صحيح است ، با اين تفاوت كه سروناز با شهر شيراز ، صددرصد هم‌بستگى و تناسب و هماهنگى داشته و دارد و خواهد داشت ؛ از حافظ است :
اى « سروناز حسن » كه خوش مىروى به ناز * به خاك پاى تو اى « سرو » نازپرور من . . . »
. حافظ ق غ فاقد اين بيت است . ( نسخه 805 هجرى اين بيت را دارد . ) . - كو - كاو . الف - ( بيت دوم ) « ديدى دلا كه آخرِ رندى و زهد . . . » نسخهء 805 : - ب - ( بيت سوم : ياران به ناز و نعمت ) : قزوينى فاقد اين بيت مىباشد لاكن در نسخهء 805 آمده است . : - ج - ( بيت نهم ) : « بر خود چو شمع ، گريه‌كنان ، خنده مىكنم . » نسخهء 805 هجرى . : - د - ( مصرع دوم بيت دهم ) : « هم مستى زمانه و سوز و گداز من . » همان نسخه - . [ واژهء « گداز » در بيت آخر غزل ؛ قافيه است ] . : - ه‍ - ( مقطع - بيت آخر ) « . . . غصه . . . » پير حسين كاتب . - نسخهء 805 - خانلرى . - اديب برومند ، و . . . - : ( ز « گريه » سوخت . . . « قزوينى » ) .