403
صبح است ساقيا قدحى پرشراب كُن ( 1 ) * دور فلك درنگ ندارد شتاب كن
زان پيشتر كه عالم فانى شود خراب ( 2 ) * ما را ، ز جام بادهء گلگون ( 3 ) خراب كن
خورشيد مى ز مشرق ساغر طلوع كرد * گر برگ عيش مىطلبى ترك خواب كن
روزى كه چرخ از گِلِ ما كوزهها كند * زنهار كاسهء سر ما پرشراب كن ( 4 )
ما مرد زهد و توبه و طامات نيستيم ( 5 ) * با ما به جام بادهء صافى خطاب كن
كار صواب بادهپرستيست حافظا * برخيز و عزم جزم به كار صواب كن ( 6 ) .
صبحست ، خيز ، ميل به جام شراب كن * تنگ است وقت كار ، طرب را شتاب كن
« ضياء الدين خجندى » از صفحهء ( 80 ) دانشوران خراسان .
: « ز آن پيش كز دو رنگى عالم خراب گردد » . . . بر عالم خرابى ( خاقانى شروانى ) .
حافظا ميخانهاى از حكمت بنا كردى كه از بزرگترين كاخ جهان بزرگتر است . . . بلندى هر قله نشانى از عظمت تو ، و عمق هر گرداب آيتى از كمال تست : سخن تو ، شراب مستىبخش خردمندان جهان است حافظا ديگر شراب انگور مىخواهى چه كنى ؟ . نيچه ( شاعر آلمانى )