( مصرع اول بيت چهارم : كلاله ) : با عرض معذرت ، در مورد واژهء « كلاله » ، چند سطر از يك مقاله ، ذيلا نقل مىشود :
« . . . رحيمزادهء صفوى مىگفت : نمىدانم چرا محمد رمضانى كلمات « كتابخانهء خاور - يا كتابفروشى خاور » را نپسنديده ! و دو كلمهء « كلالهء خاور » را انتخاب نموده ! ؟ در صورتى كه « كلاله » عربيست و در قرآن مجيد هم آمده . . . سپس از جاى خود برخاست و از ميان يكى از قفسهها ، كتابى كه يا قرآن كريم بود يا يكى از كتابهاى به زبان عربى ، برگرفت و با ورق زدن آن ، واژه را يافت و ارائه داد و ادعاى خود را به ثبوت رسانيد .
استاد محيط در پاسخ فرمود : در اينكه واژهايست عربى ، شك و شبههاى نيست لاكن همين « كلاله » در زبان فارسى به معناى موى پيچيده و مجعد - و نيز « ستهء گل » - مىباشد . ملكالشعراء بهار فرمود : كلالهء عربى به فتح ، و كلالهء فارسى به ضمّ بوده ، و گلاله - با « گاف » - هم مىتوان گفت . . . » .
دكتر سيد هادى حائرى [ كورش ] مجلهء « آشنا » شمارهء سيزدهم - مهر و آبان 1372 ، صفحهء 55 - تهران ؛ بنياد انديشهء اسلامى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى .
: - ( اين غزل بهار و گل طربانگيز . . . در نسخهء خطى و قديمى 805 هجرى [ كه سيزده سال پس از درگذشت حافظ به رشته تحرير درآمده ] .
ايضا در نسخهء خطى مورخ 827 متعلق به خلخالى و حافظ علامه قزوينى . نيز در نسخهء خطى داراى تاريخ 849 [ 58 سال بعد از حافظ ] .
همچنين نسخهء مورخ 813 [ 22 سال پس از حافظ ] . به همين ترتيب « نسخه 893 متعلق به فرزاد » . بازهم « نسخهء خوشخط داراى تاريخ 997 » . به همان طريق « نسخهء معتبر پيش از حدود نهصد هجرى قمرى » . و بار ديگر نسخهء خطى محدود به نيمهء اول قرن دهم » . [ و نسخى ديگر ] ضبط شده است ، اما يكى از عجائب ! اينست كه در نسخههاى خانلرى ، و امثال آن استاد ، و . . . و . . . كه نمىخواهم نام ببرم ، به طبع نرساندهاند ) : ( ح ) .
ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 995
مساهمون: شمس الدين حافظ
ص٩٩٥