تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 994

مساهمون:

ص٩٩٤

395

بهار و گل طرب‌انگيز گشت و توبه‌شكن * به شادى رخ گل ، بيخ غم ز دل بركن
رسيد باد صبا ، غنچه در هوادارى : * ز خود برون شد و بر خود دريد پيراهن
طريق صدق بياموز از آب صافى دل * به راستى طلب آزادگى ز سرو چمن
ز دستبردِ صبا گرد گل كُلاله نگر * شكنج گيسوى سنبل ببين به روى سمن
عروس غنچه رسيد از حرم به طالع سعد ( 1 ) * معاينه ( 2 ) دل و دين مىبرد به وجه حسن
صفير بلبل شوريده و نفير هزار * براى وصل گل آمد برون ز بيت حزن
حديث صحبت خوبان و جام باده بگو * به قول حافظ و فتواى پير صاحب‌فن ( 3 ) .
اغلب نسخ : عروس غنچه بدين زيور و تبسّم خوش نسخه قزوينى : بعينه دل و . . . [ « بعينه : به كسر حرف پنجم با اشباع كسره » ]