بسيار معمولى و ساده توجه فرمائيد :
الف - من : در اول مصراع اول ، و « من » در آخر مصراع دوم : « صنعت بديع « رد الصدر على العجز » است - كه برخى از ادبا : با « رد العجز على الصدر » اشتباه فرمودهاند - از جمله استاد همائى . . .
ب - دو واژهء « مشكل » و « آسان » : صنعت بديعى « تضاد » دارد .
ج - دو كلمه « جان » و « دل » : صنعت بديع مراعات النظير .
د - دو لغت « تو » و « من » : صنعت بديعى مراعات النظير . ( ح ) .
الف - ( مصرع دوم بيت نخست ) : « بدرّم از گريبان تا به دامن » نسخه 805 - .
: - « گرچه حافظ گريبان چاك كردن يا چاك زدن را چند بار به كار برده . . . بعيد نيست كه نخست « كنم چاك از گريبان » بوده سپس خواجه آن را به واژهء « بدرّم » تبديل كرده و تأييد اين نظر بيت دوم است كه دريدن را . . . به كار گرفته است . . . » ص 223 شاعر ساحر همايونفرخ .
: - ب - ( بيت دوم غزل ) : « رخت را ديد گل . . . « نسخهء 805 - . ( . . .
حافظ « رخ » را به گل تشبيه مىكند ، نه به « تن » مانند : گلچهر ، گلرو ، و . . .
« همايونفرخ » ، ص 224 ) : - در حافظ قزوينى : در بيت دوم ، كلمهء « تنت » ! آمده در صورتى كه اين كلمه در بيت پنجم ديده مىشود ، بنابراين در ابتداى بيت دوم كه حالت « تكرار » را مىيابد لزومى نداشته است ( ح ) .
: - ج - ( بيت ششم ) : « ببار اى شمع ، اشك از ديده چون ما » نسخهء 805 - .
: - ( بيت ششم ) : « . . . اشك از چشم خونبار » پير حسين و اديب . . .
[ همين موجّه است ] . - ح - .
: - د - ( بيت هفتم ) : « مرو ، كز سينهام » پير حسين كاتب ، اديب برومند . [ همين موجّه است ] .
ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 997
مساهمون: شمس الدين حافظ
ص٩٩٧