« . . . حافظ كوشش داشت با سخنان دلنشين . . . توجه شاه شجاع را بر اين نكته معطوف دارد كه از دام حيله و تزوير صوفيان ، بخصوص . . .
شيخ زين الدين على كلاه ، بر حذر شود و او را تفهيم كند كه « خرقهپوشان » . . . مردم دو رنگ و خرافى و حقهبازند ، و در اعمال ايشان حقيقتى نيست . آنها « صوفىوش » هستند و خود را به آن صورت درآوردهاند تا از نام و عنوان آن ، سوء استفاده كنند . . . و به « معنى » ، هيچ نپرداختهاند . مردمى هستند خشك و خشن و جاهل و پايبند ظواهر . . . اين موضوع واقعيت دارد كه شاه شجاع به توصيه و سفارش زهاد و صوفيان - براى جلب افكار مردم عوام - متوجه ايشان مىشود . خواجه حافظ ، او [ يعنى شاه ] را از اين كار منع مىكند و از چنين اتحادى [ بر حذر مىدارد و ] اظهار ناخشنودى مىنمايد . . . » دكتر همايونفرخ - حافظ خراباتى ، بخش سوم ، چاپ 1351 ه . ش . تهران . صفحات 2214 و 2215 بيت « لب ميگون . . . » در نسخ قزوينى . - خانلرى . - دكتر خليل خطيب رهبر . - و چندين نسخهء ديگر ، نيامده است . ليك در نسخهء خطى 805 - . ايضا : نسخهء خطى متعلق به استاد مسعود فرزاد « كه ميزان اصالت متن آن بسيار جالب است » . - نيز : نسخهء خطى « محدود به نيمهء اول قرن دهم هجرى . . . » . - همچنين : نسخهء خطى اهدائى خانلرى به فرزاد « كه در موارد متعدد متنى منحصر به فرد بوده ، ضبط كرده است » . - و نيز در چند نسخهء خطى و چاپى ديگر ، مندرج مىباشد .
ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 991
مساهمون: شمس الدين حافظ
ص٩٩١