تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 979

مساهمون:

ص٩٧٩
« پادشاهان ملك . . . » اى حافظ عزيز ، ترا پيوسته در عالم خيال مىبينم كه جامه‌اى آراسته به ابريشم بر تن و دستارى بر سر دارى و سرگرم نوشتن اشعار خويشتنى ، ترا مىبينم كه . . . چهار زانو نشسته‌اى و بزرگوارانه « مانند پادشاهى » دست بر موى سپيد صورت خود مىكشى و لبخند مىزنى » . تريستان كلنگسور ( شاعر معاصر فرانسوى ) ايران در ادبيات جهان ( جلد اول ) ترجمهء شجاع الدين شفا . حافظ ق غ : شاهد بخت چون كرشمه كند . ( . . . ديگرى پيش خود خيال كرده است كلمهء « كرشمه » باشد با « شاهد » كه دلبر فتانى است مناسب‌تر مىباشد و يادش رفته كه حافظ گفته است « شاهد بخت » و خود جملهء شاهد بخت ، يك مفهوم كلى است كه هم به دلبر عشوه‌گر و هم بر مطلق اقبال و پيش‌آمدهاى مطبوع و هم بر رضايت نفس و آرامش روح و هم بالاخره بر فيض مبدأ اعلى قابل تطبيق است و در اين صورت مناسب‌تر اينست كه « جلوه كند » ، علاوه بر اينكه جلوه و ظهور شاهد بخت همه چيز را همراه دارد ( حتى كرشمه ) . على دشتى - نفشى از حافظ - صفحهء 100 . حافظ ق ، غ : گو غنيمت شمار صحبت ما - كه تو در خواب و . . . ( هنگامى كه كسى در خواب است چگونه مىتواند صحبت كسى را غنيمت بشمارد ؟ ! . . . ) مهدى برهانى - ص 144 و 145 مجلد سوم حافظشناسى . ( همت ما از حافظ خانلرى ) . - « . . . انكار نمىتوان كرد كه حافظ علامه قزوينى - صرف نظر از تعليقات و حواشى بسيار مفيد فاضلانه - داراى متنى نازل و ضبطى در خور انتقاد است . . . » فضل اللّه تابش - نشر دانش ( مجله ) - بهمن و اسفند 1365 چاپ تهران - صفحه ( 71 ) . : - ( قافيهء مقطع غزل ) گوهيم : گواهيم ، شاهديم ، آگاهيم .