تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 978

مساهمون:

ص٩٧٨

388

گرچه ما بندگان پادشهيم * پادشاهان ملك صبحگهيم ( 1 )
گنج در آستين و كيسه تهى * جام گيتىنماى و خاك رهيم
هوشيار حضور و مست غرور * بحر توحيد و غرقهء گنهيم
شاهد بخت چون كه جلوه كند ( 2 ) * ماش آيينهء رخ چو مهيم
شاه بيدار بخت را هر شب * ما نگهبان افسر و كلهيم
گو غنيمت شمار همت ما ( 3 ) * كه تو در خواب و ما به ديده‌گهيم
شاه منصور واقف است كه ما * روى همّت به هر كجا كه نهيم :
دشمنان را ، ز خون كفن سازيم * دوستان را قباى فتح دهيم .
رنگ تزوير پيش ما نبود * شير سرخيم و افعى سيهيم
وام حافظ بگو كه بازدهند * كرده‌اى اعتراف و ما گوهيم .
ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 978 | شمس الدين حافظ