390
چندان كه گفتم غم با طبيبان * درمان نكردند مسكين غريبان
آن گل كه هر دم در دست خاريست ( 1 ) * گو شرم بادت از عندليبان
يا رب امان ده تا بازبيند * چشم محبّان روى حبيبان
دُرج محبّت بر مُهر خود نيست * يا رب مبادا كام رقيبان
اى منعم آخر بر خوان جودت ( 2 ) * تا چند باشيم از بىنصيبان
ما درد پنهان با يار گفتيم * نتوان نهفتن ، درد از طبيبان ( 3 )
حافظ نگشتى ( 4 ) رسواى گيتى ( 5 ) * گر ، مىشنيدى پند اديبان ( 6 ) .