387
بارها گفتهام و بار دگر مىگويم * كه من دلشده اين ره نه به خود مىپويم
در پس آينه ( 1 ) طوطى صفتم داشتهاند * آنچه استاد ازل گفت بگو مىگويم
من اگر خارم و گر گل چمنآرائى هست * كه از آن دست كه مىپروردم مىرويم ( 2 )
دوستان عيب من بيدل حيران مكنيد * گوهرى دارم و صاحبنظرى مىجويم
گرچه با دلق ملمّع مى گلگون عيب است * مكنم عيب كزو رنگ ريا مىشويم
خنده و گريهء عشّاق ز جائى دگرست * مىسرايم به شب و وقت سحر مىمويم
حافظم گفت كه خاك در ميخانه مبوى * گو مكن سهو كه من مشك ختن مىبويم ( 3 ) .