در پس آينه ، « محتمل است كه حافظ « در بر آينه . . . » فرموده باشد ، و ليكن توسط نسخهنويسان به اين صورت درآمده است .
( در كار تعليم طوطى « استاد سخنآموز » را هم طوطى - اما طوطى پس آينه - مىگفتند . به اعتبار اينكه خود استاد هم از خود اختيارى در سخن ندارد و آنچه مىگويد تلقين مقام برترى است . . . در لغتنامه دهخدا ذيل « طوطى پس آينه » شرحى در اين معنى آمده است .
نوشته دكتر حسينعلى هروى - ص 419 كتاب مقالات حافظ شركت كتابسرا تهران 1368 ه . ش . )
هر چه عقلم در پس آئينه تلقين مىكند * من همان معنى به صورت بر زبان مىآورم
[ خاقانى شروانى ] در پس آينه . . . حافظ .
قزوينى : . . . دست كه او مىكشدم مىرويم . متن ( مىپروردم ) مشهورتر ، قديمتر و داراى معنائيست متبادر بذهن . به شعر پنجم غزل قبل توجه فرمائيد ( مقصود اين بيت است :
مكن درين چمنم سرزنش بخودروئى * چنان كه پرورشم مىدهند مىرويم
) حافظ پژمان - چاپ ابن سينا آذر 1342 ص 376 - . ( نسخه قزوينى هم صحيح است - در اواخر ديوان ، بخش : « توضيحات » ، مقالهء : « علامهء قزوينى در اين كتاب چند گونه . . . » مطلب شمارهء [ 3 ] و « زيرنويس » آن را كه از حافظ خانلرى نقل شده است ببينيد . ( ح ) .
« گو مكن سهو . . . » نسخهء 805 - . ( گو مكن عيب . . . قزوينى ) .
: - سهو كه به معنى خبط و . . . اشتباه است در اينجا . . . بهتر از « عيب » است . « همايونفرخ ، شاعر ساحر ، ص 186 - » . - [ بيت ششم : « مىمويم » يعنى : گريه و زارى مىكنم ] .