نشستن زاهد را از مزهء تلخ و گس شرابى قلمداد مىكند كه نهانى سركشيده است . . . عبوس خمار نيست اگر مىبينيد روى بهم كشيده بخاطر مزهء تلخ شرابى است كه زير خرقه سركشيده . . . محمد على زيبائى حافظشناسى ( مجلد سيزدهم ) انتشاراتى پاژنگ ، 1369 تهران - ص 183 - چاپ اول ( بكوشش سعيد نياز كرمانى ) .
( عبوس - به فتح اول - « وجه خمار » . . . « واژهء وجه » در وجه خمار . . . به معنى پول و نقدينهيى كه براى خريد شراب بايد پرداخت [ مانند ] . . . وجه مى ، مىخواهم و مطرب « كه » مىگويد رسيد ؟ . . . امّا معنى بيت « عبوس زهد . . . ، را مىتوان چنين نوشت : ترشروئى و بيشجويى و حرص زاهد خشكريايى با دريافت وجه شراب هم فروكش نمىكند از اين روى من مريد دردىكشان و دردىخورانى هستم كه خوشخو و مهرباناند . اما چه گونه . . . « عبوس زهد به وجه خمار ننشيند » را ، به جاى « . . . بنشيند » برگزيدم . . . مصدر نشستن در اينجا مىتواند براى استعارهء عبوس زهد يا صفت و موصوف عبوس زهد بيايد و به معنى از پا نشستن و فروكش كردن و خاموش شدن » باشد . و با تصويرى كه حافظ از اين گروه داده است :
« باده با « محتسب » شهر » ننوشى حافظ * بخورد بادهات و سنگ به جام اندازد »
اين نمكناشناسى و نمكخورى و نمكدانشكنى محتسب ، يكى از دلايل ترجيح « ننشيند » بر « بنشيند » است . . .
دكتر على رواقى « كلك » - ماهنامه - آذر 1370 شمارهء 21 صفحات 74 ، 75 ، 78 ) .
قزوينى : خدا گواه متن قديمترست و كامل ( لسان الغيب - پژمان بختيارى - چاپ كتابخانه ابن سينا - آذر ماه 1342 ) .
: - « خدا گواه كه هرجا كه . . . » نسخهء 805 هجرى .