نمىدانم قبلا در اين ديوان معناى زرق را نوشتهام يا نه . زرق ( بفتح اول و سكون بقيه ) در اشعار خواجه : تزوير ، دورنگى ، رياكارى ، نيرنگ ، نفاق ، مكر .
حافظ ق . غ : غلمان ز روضه ( كه بسبب ثبت در نسخ خطى قديمى و معتبر ، و نيز تناسب كلام و صنعت لفظى غلمان و غرفه ، ضبط متن ارجح است ) . اينك در اين زيرنويس كه چند سطرى جا باقى مانده اشارهئى كنم كه بمناسبت ششصدمين سال درگذشت حافظ ، كيهان فرهنگى ( در تهران ) شمارهئى مخصوص ، طبع و منتشر كرد - آبان ماه 1367 شمارهء هشتم سال پنجم كيهان فرهنگى - در اين مجله از هر استاد و غير استاد كه پرسيدهاند : « از ميان طبعها و تصحيحهاى حافظ كدام را بيشتر مىپسنديد . . . ؟ . ( مثلا ) جواب دادهاند : « حافظى كه به اهتمام مرحومان قزوينى و غنى انجام يافته كه آن را متنى تقريبا كامل و كافى مىدانم » ! ! . آيا اين يك نوع بدبختى نيست ؟ اينانند حافظدانان و حافظخوانان ! بيچاره حافظ « جاى آنست كه خون موج زند در دل لعل . . . » .
. . . « كلمهء تتق . . . پردهء تورى نازك خيمهگونهئى بوده ( نظير پشهبندهاى امروز ) . . . كه در حجلهء عروس ؛ و بر بالاى تخت پادشاه مىآويختند . . . قبل از رواج كلمهء تتق ، آن پرده را كله ( به كسر اول و تشديد دوم ) مىناميدند .
دكتر محمد امين رياحى ، گلگشت در شعر و انديشهء حافظ 1368 ه . ش . صفحهء 297 .
( مصراع اول بيت پنجم : عشرت كنيم . . . ) : « كام از جهان بران ؛ كه ببخشد خدا ، گناه » روزى كه . . . ( پير حسين كاتب و ، اديب برومند ) - . - « كارى كنيم ، ورنه ، ندامت برآورد » نسخهء 805 هجرى همين مصراع ، موجّه مىباشد -
ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 965
مساهمون: شمس الدين حافظ
ص٩٦٥