به پاس سرمستى و شورى كه « شراب ارغوانى » به ما بخشيده ، « قدح » خالىاش را از « گلاب » مىآكنيم . و « نسيم » را كه بوى خوش گل به همه جا پراكنده و « عطرگردانى » كرده است به پاداش ، « شكر » در كنار « مجمر » مىنهيم . « دكتر احمد على رجائى » استاد دانشگاه مشهد - صفحهء 218 مقالاتى دربارهء زندگى و شعر حافظ - چاپ شيراز - 1350 ه . ش .
حافظ ق غ : . . . بزن مطرب سرودى خوش .
طامات - سخنان بىاصل و پريشان و لافوگزاف برخى از صوفيان و درويشان ( و ديگران ! ) .
خمت روزى بحوض . . . حافظ ق غ .
. . . اگر كلمهء « كه » را از مصراع دوم اين بيت اخير غزل ، حذف كنيم و مثلا بگوئيم : « بيا حافظ تا خود را به ملك ديگر اندازيم » آيا خلل و لطمهاى به معنى و مفهوم كلام وارد خواهد آمد ؟ . . . بديهى است كه بدون اين « كه » در مصراع دوم مقطع ، وزن شعر البته بهم مىخورد ، ولى آيا نمىتوان تصور نمود كه اين كلمه در اين مصراع زايد است و همچنانكه مىگوئيم « بيا رفيق تا از ( اين ) شهر به شهر ديگرى برويم » . آيا اگر اين « كه » را بيندازيم و بگوئيم « بيا حافظ تا خود را به ملك ديگر اندازيم » ( صرف نظر از وزن شعر ) عيب و نقصى دارد ؟ . . . و آنگهى خود حافظ هم در مطلع همين غزل فرموده است : « بيا تا گل برافشانيم و مى در ساغر اندازيم » يعنى كلمهء « كه » ديده نمىشود . و لابد هر دو عبارت ، هم در اينجا ، هم در آنجا صحيح است . . . فقط مىخواستم بپرسم اگر در آن مصراع ديگر ، كلمهء « كه » حذف شود آيا خللى به معنى وارد خواهد گرديد يا نه ؟ . . .
« سيد محمد على جمالزاده » راهنماى كتاب ( مجله ) - شمارههاى 11 و 12 سال نوزدهم - بهمن ، اسفند 1355 شمسى .
ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 962
مساهمون: شمس الدين حافظ
ص٩٦٢