تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 851

مساهمون:

ص٨٥١
مصراع دوم مطلع يكى از غزليات كليات شمس تبريزى اثر طبع مولانا جلال الدين محمد ، صاحب كتاب مثنوى :
« مرا قولى است با جانان كه جانان ، جان من باشد » .
حافظ :
« مرا عهدى است با جانان كه . . . » .
چگل : ( بكسر اول و دوم ) طايفه‌اى از تركان قراخانى . حافظ ق غ : مكن عيبم ز . . . اين بيت در حافظ ق غ نيست . و در بعض نسخ كه هست در چند كلمه متفاوت است ، اصح آن را استاد انجوى شيرازى در ديوان حافظ آورده كه در اينجا به نقل آن مبادرت كرديم . الف -
« به رندى شهره شد حافظ ، ميان همدمان ، ليكن - * چه غم دارم كه در عالم قوام الدين حسن دارم . »
نسخهء قزوينى ، غنى . : - ب - مقطع ( بيت آخر غزل ) را از نسخهء 805 نقل كرديم . : - ج - « متن [ پس از چندين ورع ] معقول‌ترست با توجه به اينكه در ستايش يكى از ابدال زمانش « مولانا شيخ امين الدين كازرونى است كه درباره‌اش در قطعه‌اى فرموده است :
« دگر بقيهء ابدال شيخ امين الدين * كه يُمنِ همت او كارهاى بسته گشاد »
: دكتر همايون‌فرخ - صفحهء 216 ديوان شاعر ساحر . : - د - : ورع ( به فتح اول و دوم ) پرهيزكارى ، پارسائى . : - ه‍ - ابدال ( به فتح اول ) مردان خدا ، مردم شريف و صالح . : - و - ( مصرع دوم بيت سوم ) چه فكر از خبث . . . قزوينى و بعض نسخ .