. . . « نعل در آتش دارم »
از اقسام سحرست . وقتى مىخواستهاند آتش عشق كسى را تيز كنند : نعل اسبى را - كه روى آن بعض اسماء با خط سريانى نوشته شده بود - در آتش مىنهادهاند . . . خواجه ، با تشبيه زلف يار به نعل ، و ، رخ جانان به آتش ، گفته است :
« در نهانخانهء عشرت . . . » .
رضا عبداللهى اطلاعات ( روزنامه ) پنجشنبه 23 خرداد 1370 ، چاپ تهران ، ص 14 ( از مقالهء : « از كشمير تا سمرقند » ) .
« . . . نعل در آتش داشتن يعنى مضطرب و بىقرار بودن ، و اشاره به اين رسم است كه هرگاه بخواهند كسى را به خود رام كنند نام او را بر نعل اسبى مىكنند و آن را در آتش مىگذارند و افسونهاى مناسبى مىخوانند ! آنكس مضطرب و سراسيمه مىشود و به سوى محبوب مىشتابد ! .
سر زلف سياه و خميدهء معشوق را به نعل تشبيه كرده ، و گونهء سرخ او را به آتش . . . جاذبهء زلف بر گونه افكندهاش . . . مرا بىقرار مىسازد . . . » :
« دارم ز زلفش نعلى در آتش * وقتى پريشان ، حالى مُشوّش »
( عماد فقيه كرمانى ) .
نقل از : « شرح غزلهاى حافظ » مجلد دوم ، نوشتهء دكتر حسينعلى هروى - چاپ اول 1367 - ص 1339 .
« وين همه دولت » نسخهء 805 - . ( وين همه منصب « حافظ قزوينى » . ) « زره زلف » نسخهء 805 - . ( رسن زلف « قزوينى » . ) .
: - همچنين « زره . . . » پير حسين كاتب . و : « اديب برومند » .