عاطر ( بكسر طاء ) خوشبو ، كسى كه هميشه عطر بزند ، دوستدار عطر ، بوىخوشدهنده .
( سعدى غزلى سروده در بيست بيت كه مطلع آن چنين است :
مىروم ، وز سر حسرت به قفا مىنگرم * خبر از پاى ندارم كه زمين مىسپرم ؛ . . .
، كليات سعدى ، غزليات سعدى ، مجلد سوم ، ص 303 ، كتابفروشى اقبال ( تهران ) ، » . غزل حافظ :
« من كه باشم . . . »
در استقبال از همين غزل سعديست . » در حافظ قزوينى :
« . . . بر بندم بار »
؛ ولى در « نسخهء 805 هجرى » و : حافظ خانلرى :
« . . . بر بندم رخت . . . . »
آمده است .
اين بيت در حافظ علامه قزوينى نيامده است ؛ و ليك در « كهنترين نسخه » از « ديوان حافظ » كه تا كنون بدست آمده و متعلق به جناب دكتر ركن الدين همايونفرخ مىباشد - نسخه 805 هجرى - ، و نيز ديوان حافظ دكتر خانلرى ، به كتابت درآمده و به طبع رسيده است :
« راه خلوتگه خاصم . . . » .
در حافظ قزوينى ، و دكتر پرويز خانلرى ، اين بيت را ؛ مقطع ، يعنى بيت آخر غزل قرار دادهاند ! ؛ و بيت :
« حافظا شايد اگر . . . »
را « ما قبل » آن ، گذاردهاند ( ! ) ، اما در ديوان حافظ خطى نسخهء 805 هجرى » ، بيت مقطع را كه داراى تخلص شاعرست در همانجائى كه بايد بنويسند يعنى در سطر آخر غزل ، نوشتهاند .