حافظ ق غ :
كان بوى شفابخش بود دفع خمارم !
حافظ ق غ :
من نقد روان در دمش از . . . !
حافظ ق غ : كه پس از من . - ( متن برابر است با نسخى معتبر ) .
مجالى به دست آمد تا در اين صفحه از آقايان ناشران گرامى گلهئى شده باشد كه مثلا چرا بايد كارى كنند تا ناگزير شوند « حافظ به سعى سايه » را در مبلغ هفتاد و پنج هزار ريال به معرض فروش بگذارند و به جيب تهى « نود درصد شيفتگان حافظ » به هيچ وجه توجهى نداشته باشند ! ؛ يا : انتشارات كلمه - در تهران - ديوان حافظ را به ترتيبى به زيور طبع آراسته سازد كه با توجه به هزينهء انجامشده نتواند هر مجلد آن را كمتر از يكصد و بيست هزار ريال بفروشد ؟ ! آن هم از روى نسخهء سراسر غلط علامه قزوينى ! ! كه مسلما روح حافظ از اين « لوكس » بازيها ! و لوسبازيها ! معذّب است . همچنين بعضى از « شاهنامه » ها كه وجوهى را كه سلطان محمود به فردوسى نپرداخت ، مىبايد براى خريد تنها يك مجلد آن با كمال احترام ، به فروشنده تقديم نمود ! ! ( ح ) .