تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 758

مساهمون:

ص٧٥٨

298

قسم به حشمت و جاه و جلال شاه شجاع * كه نيست با كسم از بهر مال و جاه نزاع
شراب خانگىام بس ، مى مغانه بيار * حريف باده رسيد ، اى رفيقِ توبه ، وداع
خداى را به مىام شست‌وشوى خرقه كنيد * كه من نمىشنوم بوى خير ازين اوضاع
ببين كه رقص كنان مىرود به نالهء چنگ * كسى كه رخصه نفرمودى استماع سماع
به عاشقان نظرى كن به شكر اين نعمت * كه من غلام مطيعم ، تو پادشاه مطاع ( 1 )
بيار مى كه چو خورشيد شعله افروزد * رسد به كلبهء درويش از فروغ شعاع
هنر نمىخرد ايام و غير ازينم نيست * كجا روم به تجارت بدين كساد متاع ؟ ! ( 2 )
به فيض جرعهء جام تو تشنه‌ايم ، ولى : * نمىكنيم دليرى نمىدهيم صداع
ز پندِ حافظ و طامات او ملول شدم * بساز رود و غزل گوى با سرود و سماع ( 3 ) .