حدود نيمهء اول قرن يازدهم « اهدائى خانلرى به فرزاد » . - شرح سودى بر حافظ . - حافظ قدسى . - حافظ على بهائى مطبع محمدى بمبئى . - بدر الشروح مولانا بدر الدين ، مطبع مجتبائى دهلى 1904 ميلادى .
[ همچنين ] : سفينهء حافظ مسعود جنتى عطائى . - نسخهء يغما و قاآنى . - ديوان حافظ استاد محيط طباطبائى . - ديوان شاعر ساحر . - و نسخ خطى و چاپى بسيار كه به آنها مراجعه نشد - مندرج است . لاكن چون از آثار اوائل شاعرى حافظ مىباشد و ابيات غزل در حدّ فاخر و ممتاز نبوده ، حافظشناسان معاصر از چاپ آن در ديوانهاى حافظ خود كه تدوين كردهاند و مشهور است ، خوددارى فرمودهاند در صورتى كه بدون هيچ شك و شبههئى سرايندهء اين غزل نيز خواجهء شيراز بوده است ، ( حافظ قزوينى نيز اين غزل را ندارد - ح - ) .
در مصراع اول مطلع : « كمند » و « زلف » از نظر علم بديع « صنعت مراعات النظير » دارد ؛ همچنين مصرع دوم ( مىكشى ) كشتن و « قصاص » :
به اضافهء « صنعت بديعى متضاد [ تضاد ] يا مطابقه .
مصراع « جان نهادم » در نسخهء خطى حدود نيمهء اول قرن يازدهم ه ، ق . - و « على بهائى شرفعلى . - و « قدسى شيرازى » و چند نسخهء ديگر آمده ، و با توجه به علم بديع ؛ واژهء « جان » در مصرع اول و كلمهء « تن » در مصرع دوم ، موجب صنعت مراعات النظير شده است .
مصرع اول : « دل » ، و « جان » در مصرع دوم : « صنعت مراعات النظير » .
خاص الخاص - نزديكترين نزديكان . ( سفينهء حافظ ) .
« ناوك » : « به معنى ( تير ) هم گفته شده ، تيرى كه با كمان انداخته شود » [ فرهنگ عميد ، مجلد سوم ؛ تهران 1363 امير كبير ] . « خسته شدن « رستم » و رخش از تير اسفنديار . . . كندن و پروردن « تيرهاى » گز - به راهنمائى سيمرغ . . . نيايشهاى رستم به هنگام پرتاب كردن « تير » . . .
ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 755
مساهمون: شمس الدين حافظ
ص٧٥٥