299
بامدادان كه ز خلوتگه كاخ ابداع * شمع خاور فكند بر همه اطراف شعاع
بركشد آينه از جيب افق چرخ و در آن : * بنمايد رخ گيتى به هزاران انواع
در زواياى طربخانهء جمشيد فلك * ارغنون ساز كند زهره به آهنگ سماع
چنگ در غلغله آيد كه كجا شد منكر * جام در قهقهه آيد كه كجا شد منّاع
وضع دوران بنگر ، ساغر عشرت برگير * كه به هر حال همين است كه بينى اوضاع
طرّهء شاهد دنيا همه بندست و فريب * عارفان بر سر اين رشته نجويند نزاع
عمر خسرو طلب ار نفع جهان مىطلبى * كه وجوديست عطابخش و كريمى نفاع ( 1 )
مظهر لطف ازل ، روشنى چشم امل * جامع علم و عمل ، جان جهان شاه شجاع ( 2 )
حافظ ار باده خورى با صنم گلرخ خور * كه ازين بِه نبود در دو جهان هيچ متاع ( 3 ) .