تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 753

مساهمون:

ص٧٥٣
القاص لا يحب القاص : « قاص . . . ( در زمان ما واعظ و روضه‌خوان ) . . . آنها در سر چهارسو مىايستادند و نطق مىكردند ( و قصه‌ها مىگفتند ) و گاهى بهم فحش مىدادند و يكديگر را تكذيب مىكردند . . . به اصطلاح همكار ، همكار را دوست ندارد . . . القاص لا يحب القاص ( از كتاب حافظ با يادداشتها و حواشى دكتر غنى ) تقرير علامه قزوينى و تحرير دكتر غنى . سن بالسن و الجروح قصاص - دندان در عوض دندان و زخم زدن بقصاص زخمى كه وارد شده است . زر خلاص - طلاى خالص . حافظ ق غ ، اين غزل را ندارد و ليكن در چند ديوان خطى و چاپى حافظ آمده است و تدوين‌كنندهء اين ديوان ، غزل را بدون ترديد از خواجه مىداند متمنى است به آخر ديوان ( توضيحات ) بمطلبى كه تحت عنوان :
« اين چه شوريست كه در دور قمر . . . »
در مورد اين گونه غزلها نوشته شده مراجعه فرمائيد . : - الف - اين غزل در نسخهء 805 چنين آغاز شده است :
« از رقيبت كسى نيافت خلاص . » .
: - ب - ( بيت سوم ) :
« دم عيسيست . . . »
: ( نسخهء خطى 805 ) : -
« همچو عيسيست . . . »
بعضى از نسخ . : - ج - ( بيت ششم ) :
« فضل از عشق جوى . . . »
نسخهء 805 . : - د - ( بيت هفتم - مقطع غزل )
« حافظ ، اول ز مصحف رخ . . . »
( نسخهء 805 هجرى ) .