القاص لا يحب القاص : « قاص . . . ( در زمان ما واعظ و روضهخوان ) . . . آنها در سر چهارسو مىايستادند و نطق مىكردند ( و قصهها مىگفتند ) و گاهى بهم فحش مىدادند و يكديگر را تكذيب مىكردند . . .
به اصطلاح همكار ، همكار را دوست ندارد . . . القاص لا يحب القاص ( از كتاب حافظ با يادداشتها و حواشى دكتر غنى ) تقرير علامه قزوينى و تحرير دكتر غنى .
سن بالسن و الجروح قصاص - دندان در عوض دندان و زخم زدن بقصاص زخمى كه وارد شده است .
زر خلاص - طلاى خالص .
حافظ ق غ ، اين غزل را ندارد و ليكن در چند ديوان خطى و چاپى حافظ آمده است و تدوينكنندهء اين ديوان ، غزل را بدون ترديد از خواجه مىداند متمنى است به آخر ديوان ( توضيحات ) بمطلبى كه تحت عنوان :
« اين چه شوريست كه در دور قمر . . . »
در مورد اين گونه غزلها نوشته شده مراجعه فرمائيد .
: - الف - اين غزل در نسخهء 805 چنين آغاز شده است :
« از رقيبت كسى نيافت خلاص . » .
: - ب - ( بيت سوم ) :
« دم عيسيست . . . »
: ( نسخهء خطى 805 ) : -
« همچو عيسيست . . . »
بعضى از نسخ .
: - ج - ( بيت ششم ) :
« فضل از عشق جوى . . . »
نسخهء 805 .
: - د - ( بيت هفتم - مقطع غزل )
« حافظ ، اول ز مصحف رخ . . . »
( نسخهء 805 هجرى ) .