296
از رقيبت دلم نيافت خلاص * ز آنكه القاص لا يحب القاص ( 1 )
محتسب خم شكست و من سر او * سنّ بالسنّ و الجروح قصاص ( 2 )
دَم عيسى است جام مى كه مدام * مرده را ، زنده مىكند به خواص
مطرب ما رهى بزن كه به چرخ * مشترى زهرهوش شود رقاص
گوهر از بحر كى برون آرد ؟ * ترك سر تا نمىكند غواص
نقد از عشق جوى ، نى از عقل * تا كه خالص شوى چو زرّ خلاص ( 3 )
حافظ از دل ، ز مصحف رخ دوست * خواند الحمد و سورهء اخلاص ( 4 ) .