تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 754

مساهمون:

ص٧٥٤

297

نيست كس را ، ز كمند سر زلف تو ، خلاص ( 1 ) * مىكُشىِ عاشق مسكين و نترسى ز قصاص ( 2 )
جان نهادم به ميان ، شمع صفت ، از سر شوق : ( 3 ) * كردم ايثار تن خويش ز روى اخلاص
عاشق سوخته‌دل تا به بيابان فنا : ( 4 ) * نرود ؛ در حرم جان ، نشود خاص الخاص ( 5 )
ناوك غمزهء تو ، دست ببرد از رستم ( 6 ) * حاجب ابروى تو ، بُرده گرو از وقّاص ( 7 )
آتشى در دلِ پروانهء ما افكندى ( 8 ) * كه چو دوديم هميشه به هوايت رقّاص ( 9 )
به هوادارىِ آن شمع ؛ چو پروانه ، وجود ( 10 ) : * تا نسوزى ، نشوى از خطر عشق ، خلاص ( 11 )
قيمت دُرِّ گرانمايه ، ندانند عوام ( 12 ) * « حافظا » گوهر اسرار ، مده جز به خواص ( 13 )
اين غزل در : نسخهء خطى 805 - . ديوان كهنهء حافظ ايرج افشار . - نسخهء خطى تاريخ 893 قمرى مسعود فرزاد . - نسخهء خطى داراى تاريخ 849 - . نسخهء خطى پيش از حدود نهصد هجرى . - نسخهء خطى محدود به نيمهء اول قرن دهم ه‍ ، ق ، . - نسخهء خطى محدود به نيمهء دوم قرن دهم . - نسخهء بسيار خوش‌خط مورخ 997 سرلشكر فرهاد دادستان . - نسخهء خطى
ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 754 | شمس الدين حافظ