تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 741

مساهمون:

ص٧٤١
جاندار : محافظ ، نگهبان ، سلاحدار ، سلحشور « حافظ انجوى » . - در بعض نسخ نيز چنين آمده است :
« ببرد زود به « سردارى » خود ، پادشهش » .
( حافظ ق غ : . . . صدف سينهء حافظ بود آرامگهش ) ؛ - ( « دانهء در » [ در نسخهء خطى پير حسين كاتب ] ، با « دردانه » [ در حافظ خانلرى :
به شكرانه كنم صرف اگر آن دردانه . . .
، آن‌قدرها ] فرقى ندارد . در مصرع دوم « ديده » [ ضبط پير حسين كاتب ] ، و « سينه » [ ضبط حافظ قزوينى ] . . . « ديده » چون به شكل صدف مىباشد خوب‌تر مىنمايد . و نيز « شود » [ ضبط خانلرى ] بر « بود » [ ضبط قزوينى ] از لحاظ زمينه‌سازى مصرع اول ، صحيح‌تر است » ) غزليات حافظ ، به تحقيق : اديب برومند - ص 603 -
راجع به جان به شكرانه كنم صرف
- تا آخر بيت - در « توضيحات » اواخر اين ديوان - . . . « علامه قزوينى در اين كتاب چند گونه . . . » نوشتهء حسين پژمان بختيارى را نيز بخوانيد . ( ح ) : - الف - به‌طورىكه چند سطر بالاتر در همين زيرنويس اشاره شد در بعض نسخ : « دردانه » ، و حافظ قزوينى : « دانهء در » ضبط است امّا يادآور مىشود كه : « شكرانه » و « دردانه » هم‌قافيه مىباشد . : - ب - ( مصراع دوم بيت چهارم ) :
« گرچه خون مىچكد از شيوهء چشم سيهش »
حافظ قزوينى . - ( . . .
« گرچه خون مىچكد از غمزهء . . . »
نسخهء 805 ) . : - « هر چند شيوه به معنى ناز و كرشمه هم هست ولى با توجه به اينكه غمزه يعنى يك‌بار به چشم و ابرو اشاره كردن و يا حركت چشم و ابرو از روى ناز است و بخصوص اينكه در عرفان به معنى فيض و جذبه بر باطن است كه نسبت به سالك واقع شود ( كشاف ) بديهى است با اين مراتب ، ثبت « غمزهء » چشم سيهش ، مناسب‌تر از « شيوه » است . » دكتر همايون‌فرخ - ديوان شاعر ساحر - ص 166 چاپ اول : 1371 تهران .
ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 741 | شمس الدين حافظ