تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 728

مساهمون:

ص٧٢٨

286

هاتفى از گوشهء ميخانه دوش * گفت به بخشند گنه ، مى بنوش
عفو الهى بكند كار خويش * مژدهء رحمَت برساند سروش ( 1 )
اين خرد خام به ميخانه بر * تا مى لعل آوردش خون به جوش
گرچه وصالش نه به كوشش دهند * هر قدر اى دل كه توانى بكوش
لطف خدا بيشتر از جرم ماست ( 2 ) * نكتهء سربسته چه دانى ، خموش
گوش من و حلقهء گيسوى يار * روى من و خاك دَرِ مىفروش
رندى حافظ نه گناهيست صعب : * با كرم پادشه عيب پوش
داور دين شاه شجاع آنكه كرد : * روح قدس حلقهء امرش به گوش
اى ملك العرش مرادش بده * وز خطر چشم بدش ، دار گوش ( 3 ) .