تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 681

مساهمون:

ص٦٨١
كرده بود و مدت چهار ماه در آن شهر اقامت داشته و چون به گمان نويسندهء مزبور ، حافظ دوست صميمى و نديم قديمى ! شاه شجاع بوده اين غزل را گفته و به تبريز فرستاده است ! . اما سهوهائى كه طى اين نظريه واقع شده از اين قرار است : اول - آنكه ، شاه شجاع تبريز را بعد از جنگ فتح كرد و بعد از چهار ماه مجبور شد با حالتى شبيه فرار آنجا را ترك گفته به فارس برگردد و آذربايجان به تصرف صاحبان سابقش درآمد . پس تبريز خاك دشمن بود و به زور شمشير فتح شد و چنين خاكى را « بوسه نمىزنند و از بوسيدن آن نفس مشكين نمىكنند »
[ بوسه زن بر خاك آن وادى و مشكين كن نفس ]
. . . به علاوه خاك تازه فتح شده كه مسكن « دشمن شاه شجاع » بوده چه گونه ممكن است « منزل سلمى » خوانده شود ! ! كه مفهوم آن موطن و خانهء معشوق و محبوب مىباشد ! و بنا بر افسانهء سلمى مقتضى است گوينده با آن منزل سابقهء « عشق و آشنائى » داشته باشد . دوم آنكه ، شاه شجاع با سپاهى جنگاور به تبريز رفت و بعد از نبرد سخت و شكستن دشمن ، وارد تبريز شد و همراهانش همگى سواران نيزه‌باز ، و سلحشوران رزم ساز ، بودند ، و با كاروان تجارت ! و قافلهء سياحت نرفته بود ! تا به قول شاعر : سر منزل سلمى : پر از بانگ ساربان ! و آواى جرس ! كاروان باشد [ پر صداى ساربانان گشته و بانگ جرس ] امّا « خانقاه صفويه » را آن حالت بود زيرا همه‌روزه كاروانها و قافله‌ها از مريدان و معتقدين به آنجا ورود مىكردند ، چنان كه تاريخ حبيب السير و صفوةالصفاى ابن بزاز و تواريخ ديگر ، از شمار بسيار زوار كه همه‌روزه به « خانقاه صفويه » وارد مىشده‌اند ، با تفصيل حكايت مىنمايد . سوم - آنكه ، جمله‌ها و عبارات مخصوصى كه « اصطلاحات صوفيانه » مىباشد [ توجه فرمائيد : اصطلاحات صوفيانه . . . خانقاه صفويّه ] در اين غزل به كار رفته كه به هيچ وجه با طرز سخن يك شاعر در مقابل يك پادشاه مناسبت ندارد ؛ مثل « عشرت شبگير » ، « شهر عشق » ، « منزل سلمى » ، « محمل جانان و جمله‌هاى ديگر . . . [ در ميدان جنگ شركت داشته است يا
ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 681 | شمس الدين حافظ