مىنمايد . . . » . رحيمزادهء صفوى - سرگذشت سه اختر تابناك - ( سعدى ، حافظ ، ابن سينا ) ناشر : مطبوعاتى على اكبر علمى ، 1335 ه . ش . تهران ( از صفحات 68 ، 69 ، 70 ، 71 و 72 ) .
: - ط - « . . . ايراد شاه به شعر حافظ و پاسخ شاعر به شاه ! ؛ حافظ را چندى از شيراز دور كرد و به دربار « يزد » كشانيد . . . اين سفر [ يزد حافظ ] به علت نامطبوع بودن روابط شاه و حافظ به وقوع پيوست . . . حافظ در غزلى ، فقيه محبوب شاه ( عماد فقيه كرمانى ( را . . . مورد نكتهگيرى قرار داد . . . و ، رنج فراوانى را براى خود ، خريدار شد . . . شاه . . . از حافظ رنجيد و كينهء او را به دل گرفت . . . و آن بيت معروف خواجه را ( گر مسلمانى از اينست كه حافظ دارد . . . ) بهانه قرار داده در مقام تكفير او برمىآيد . خواجه از اين واقعه . . . به مولانا زين الدين ابو بكر تايبادى ، متوسل شده و به هدايت « مولانا » اين بيت را ( . . . اين حديثم چه خوش آمد كه سحرگه مىگفت . . . ) گفته ضميمهء غزل كرده ، از آن اتهام نجات يافت . . . » قدم به قدم با حافظ ، از :
دكتر مصطفى شهرام - 1371 ه . ش . چاپ اصفهان ، ( از صفحات 124 ، 125 ، و : 129 ) .
: - ى - با اين ضد و نقيض ! بالاخره ، كدام يك ؟ ؛ شاه شجاع ؟ ! . . .
خانقاه صوفيه ؟ ! . . . يا : هيچكدام ؟ .
: - ك - برابر نوشتهء رحيمزادهء صفوى - عضو هيئت سخن سنج كانون دانشوران ايران - چنانچه « خانقاه صفويّه » در مدّ نظر بوده ؛ بنابراين جهت مقطع غزل - اين بيت - مناسبترست [ ح ] :
« نام حافظ گر برآيد بر زبان كلك دوست * از جناب حضرت يارم بس است اين ملتمس »
( نقل از نسخى خطى و چاپى : كتاب « جامع نسخ حافظ » ص 383 - چاپ 1347 شمسى ) .