تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 677

مساهمون:

ص٦٧٧
قول رباب يعنى حرف ( مفت و ) پادرهوا . مير عسس - مير شب ، آنكه اسم شب مىدهد ، مهتر پاسبانان و داروغهء شب . ( در حافظ با يادداشتها و حواشى دكتر قاسم غنى ) - ص 178 « تقرير قزوينى و تحرير غنى » چنين درج است : « مير عسس - اشاره به شراب است » ! ( كه بدون ترديد مير عسس را اين گونه معنى كردن به كلى غلط مىباشد ) . الف - ( بيت دوم ) :
« منزل « سلمى » كه . . . »
: ( سلمى « بر وزن ليلا » در زبان عربى به مانند سعدى از عرايس [ عروس‌هاى ] شعرى است يعنى چون شاعر نمىخواهد نام محبوب خويش را فاش كند . . . نام يكى از معشوقهاى [ يا : معشوقه‌هاى ] مشهور گذشته را به جاى نام او مىگذارد چنان كه حتى در ادب فارسى نيز « ليلى » جانشين معشوق . . . مىشود ، و حافظ « سلمى » را در مفهوم مطلق محبوب به كار برده است . ) دكتر پرويز اهور ، كلك خيال‌انگيز ، 1363 ش ، ص 468 : - ب - ( مصراع دوم بيت سوم ) :
« كز فراقت سوختيم . . . »
: نسخهء خطى پير حسين كاتب . - ( . . . سوختم . . . حافظ ق - غ . ) . : - « سوختيم » بر « سوختم » مرجح است چون در بيت پيش آن « از ما صد سلام » آمده است . » ص 557 غزليات حافظ به تحقيق اديب برومند . : - ج - ( بيت پنجم ) :
« عشرت شبگير كن بىترس ، كاندر شهرِ عشق »
[ ضبط حافظ خانلرى ، همچنين اديب برومند ] . . . رجحان دارد ، زيرا شيوائى و رسائى و ربط معنوى اين مصرع با مصرع دوم بطور كامل رعايت شده است . وقتى « شب‌روان » با « مير عسس » آشنائى دارند ، مىتوان « عشرت شبگير » كرد « بىترس » : ( استاد اديب برومند ) - غزليات حافظ - ص 557 - ناشر : پاژنگ . [ تهران ] . : - ( اشاره به مصراع اول بيت پنجم ) چنانچه مصراع متن را