تشبيه شده ، و مورد دوم كه عبارت « بيت الحرام » خم ، آمده ، و به طواف شاعر بر گرد آن اشاره شده است ؛ بنابراين « خم » و « جم » را قرائتهاى مردودى مىشمارم ! و معتقدم كه متن [ يعنى خون من ] رضايتبخش است . . . » استاد مسعود فرزاد - حافظ صحت كلمات و اصالت غزلها ( الف تا پايان ز ) چاپ نخست ، ص 653 - .
ج -
« . . . « وز فلك خون « خم » كه جويد باز . »
ديوان حافظ خلخالى مورخ 827 هجرى چاپ خطى به اهتمام شمس الدين خلخالى 1369 ه .
ش ، تهران ، عكس و تصوير ، ص 228 - همچنين حافظ ق ، غ - نيز نسخ خطى ديگر به ص 305 جامع نسخ حافظ رجوع شود .
. - « . . . « خون خم » كنايه از شراب است و بازجستن « خون خم » به معناى تفتيش كردن [ « كه جويد » ؟ ] براى قصاص ، يا گرفتن « خونبها » . . .
در مصراع اول مىگويد : در اين روزگار ظلم و ستم ، چه كسى مىتواند شرح حال مردم دلخون شده را بيان كند ، و در مصراع دوم ، با اشاره به « خم شكستن محتسب » مىگويد : وقتى مأمور خمشكن ، خم را مىشكند و « خون » او را بر زمين مىريزد ، كيست كه « خونبهاى » آن را از فلك كه مسبب اصلى اين بىعدالتىهاست ، بگيرد ؟ - چه كسى مىتواند « فلك » را قصاص كند ! ، حاصل معنى اينكه روزگار مناسب سخن گفتن نيست و كسى نمىتواند خونهاى ناحقى را كه ريخته مىشود قصاص كند . » دكتر حسينعلى هروى - شرح غزلهاى حافظ - مجلد دوم - چاپ اول 1367 ه .
ش . تهران . نشر نو . ص 1080 - .
« غير از شراب در خم نشسته كه افلاطون حكيم است ! چه كسى اسرار حكمت را براى ما بازگو مىكند ؟ . . . شراب را به اعتبار اينكه در خم نشيمن دارد ، خمنشين گفته و چون خمنشين شهرت « ديوژن » حكيم يونانى است با اين كنايه ، ديوژن را به خاطر آورده ، و به صورت مضمر شراب را به عنوان حكيم ، با ديوژن برابر قرار داده و با هم مقايسه كرده