تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 655

مساهمون:

ص٦٥٥
حافظ ق غ :
بدان مثل كه شب آبستن است روز از تو !
( بىمعناست ) - ضبط قدسى چنين است :
« بدان مثل كه شب آبستن آمده است به روز !
كه معنى آن قابل درك است . محمود ركن . جلد 10 حافظشناسى . ( فرصتى در اين زيرنويس به دست آمد كه اشاره شود علامه محمد قزوينى از هر « مستشرق » ! يا از هركس كه خوشش نيامده ! در نوشته‌هاى خود بدترين فحشهاى اديبانهء مسلسل‌وار نثارشان فرموده است . ولى مىبايد دانست كه در اين كتاب هيچيك از استادان و نقادان و نويسندگان . . . خلاصه عرض كنم هيچ فردى . . . كوچك‌ترين جسارتى و كمترين بىاحترامى به مقام قدسى علامه قزوينى ننموده‌اند . جهت اطلاع ، عرض شد . ) ( ح ) . نسخه‌هاى : قدسى شيرازى چاپ بمبئى . - ديوان حافظ - چاپ 1322 ه‍ . ق لكنهور هندوستان - حافظ خراباتى جلد اول بخش سوم پژوهنده ركن الدين همايون‌فرخ . - ديوان حافظ معرفت مطبعهء سعادت شيراز ( حافظ با يادداشتها و حواشى دكتر قاسم غنى ) . - و
. . . « بدان مثل كه شب آبستن آمدست به روز . . . »
( بيت سوم )
غمى كه . . . زنگ . . . روم » .
« اگر چه دلم از غم فراقت ، زنگ گرفته و سياه شده بود ، با وصال رخ سپيدت ، زدوده و صاف و روشن گشت . لفظ « روم » در اينجا به مناسبت « زنگ » بيان شده است و مراد از آن ، سپيدى رخ جانان است ، امّا نام مملكتى است . . . [ گاه ، شاعران ] كلمهء « روم » را در مقام بياض [ - سفيد ، سفيدى ] به كار مىبرند . » شرح سودى بر حافظ - ترجمهء دكتر عصمت ستارزاده - ص 1554 مجلد سوم . ( زنگ : مملكت سياهان [ زنگبار ] و : « جرمى كه روى آهن را مىگيرد . ) همان‌جا . - زنگ : نام قبايل سياه‌پوست . . . ( فرهنگ معين ) .