تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 657

مساهمون:

ص٦٥٧
الف - : «
. . . « وز فلك « خون جم » كه جويد باز ؟ »
نسخهء 805 هجرى . - ( جم صحيح است كه به دو معنى است ) شاعر ساحر همايون‌فرخ ، ص 150 ( جم - يك : جمشيد كه ضحاك ، او را برانداخت و كشت . - دو : ( جم يعنى ) گروه بسيارى از مردم . - ح - ) . ب - :
« وز فلك « خون من » كه جويد باز ؟ »
: نسخهء بسيار خوش خط مورخ 997 قمرى متعلق به سرلشكر فرهاد دادستان . . - « جم : در حافظ معنايى جز « جمشيد » ندارد . . . و خون جمشيد ريخته نشد [ ! ] و هيچ‌وقت در ادبيات فارسى از لزوم خونخواهى براى جمشيد ، سخن به ميان نيامده است ؛ پس به اغلب احتمال « جم » در اينجا غلط است . « خم » كه معنى آن « خمرهء شراب است معنى مناسبى نمىدهد . درست است كه شراب در خمره به رنگ خون ، سرخ است و درست است كه از جريان يافتن آن از شيشه يا صراحى به جام ؛ به ريخته شدن خون شيشه يا صراحى تعبير شده است . . . با اين‌همه . . . هيچ‌وقت انتقال شراب از خم - چه به صراحى و چه مستقيما به جام يا ساغر - به « ريخته شدن خون خم » تعبير نشده ، كه به اصطلاح « خم » مظلوم واقع شده و لازم باشد كسى به خونخواهى « خم شراب » برخيزد . اما متن [ - خون من ] معنى روشنى مىدهد و مصرع دوم تأييد مىكند كه حافظ ، خود را يكى از همان « خونين دلان » كه در مصرع اول به آنان اشاره كرد مىداند . از آن گذشته حافظ در مثنوى كوتاه ذيل نيز ، خود را از مظلومان معرفى و ، به « خون مظلومان » اشاره مىكند . . .
« در اين وادى به بانگ سيل بشنو * كه صد من خون مظلومان به يك جو . . . »
و بالاخره بايد در نظر داشت كه در بقيهء غزل دو جا [ بيت سوم و آخرين بيت ] اشاره به « خم » مىشود ، ولى در هيچ‌يك از اين دو مورد مفهوم « ريخته شدن خون خم » تأييد نمىشود : مورد اول كه شراب به « افلاطون خم‌نشين » - و در حقيقت به « ديو جانس » خم‌نشين -