240
رسيد مژده كه آمد بهار و سبزه دميد * وظيفه ( 1 ) گر برسد مصرفش گل است و نبيد
صفير مرغ برآمد ، بط شراب كجاست ؟ * فغان فتاد به بلبل ، نقاب گل كه كشيد ؟
ز ميوههاى بهشتى چه ذوق دريابد * هر آن كه سيب زنخدان شاهدى نگزيد
مكن ز غصّه شكايت كه در طريق طلب * به راحتى نرسيد آن كه زحمتى نكشيد
ز روى ساقى مهوش گلى بچين امروز * كه گرد عارض بستان ، خط بنفشه دميد
چنان كرشمهء ساقى دلم ز دست ببرد * كه با كسى دگرم نيست برگِ گفت و شنيد
من اين مرقّع رنگين ( 3 ) چو گل بخواهم سوخت * كه پير باده فروشش به جرعهاى نخريد
به كوى عشق منه بىدليل راه ، قدم * كه گم شد آن كه درين ره به رهبرى نرسيد ( 3 )
خداى را ، مددى ، اى دليل راه حرم * كه نيست باديهء عشق را كرانه پديد ( 4 )