دلائلى به ثبوت رسيده بود كه « علائم اختصارى ، و به اين صفحه و آن صفحه ، و فلان فصل و به همان بخش رجوع شود ! ، موجب سردرگمى و گسيختگى فكر خوانندگان است و در نتيجه « رشتهء مطلب » را از دست رها خواهند كرد ، . . . صددرصد ، مورد قبول و مستدل بود . . . كه ممكن است خوانندهاى « به مرور بيش از يك يا چند غزل » مجال ، نيافته باشد بنابراين با مطالعهء صفحات مورد نظر خود ، آنچه بايد در همان زمينه بخواند و بداند ؛ خوانده و دانسته است ، بىآنكه - علائم اختصارى ! و مراجعه به اينجا ! و آنجا - انزجار او را برانگيزد ، و از ادامهء مطالعه ، صرف نظر كند . . . » ( از نامهى : دكتر غريب جهانديده « پيمانه » . ) .
( مصراع دوم بيت ششم ) :
« كه با كس دگرم نيست برگ . . . »
: « برگ ( در اينجا ) التفات و پروا ، آهنگ و قصد ، نيّت و اراده » .
( بيت هفتم ) :
« من اين مرقع رنگين چو گل . . . »
: ( . . .
« من اين خرقهى آلوده به شراب و گلفام را خواهم سوخت . . .
در دو مورد گل مىسوزد : يكى در هنگام گرفتن گلاب كه گل در ديگ است . . . مورد دوم در قمصر كاشان ، باقيماندهء گلهائى كه گلاب آن را گرفتهاند . . . خشك مىكنند و به مصرف سوخت زير ديگ مىرسانند - و خوب هم مىسوزد - » . . . ص 538 مجلد اول « در جستجوى حافظ » ر . « ذو النور »