با عقل و فهم و دانش داد سخن توان داد * چون جمع شد معانى گوى بيان توان زد ( 4 )
عشق و شباب و رندى مجموعهء مرادست ( 5 ) * ساقى بيا كه جامى در اين زمان توان زد
شد رهزن سلامت زلف تو وين عجب نيست * گر راهزن تو باشى صد كاروان توان زد
حافظ به حقّ قرآن كز شيد و زرق بازآى * باشد كه گوى عيشى در اين ميان توان زد ( 6 ) .