15 بحر هزج مسدّس اخرب مقبوص محذوف
( مفعول مفاعلن فعولن 2 بار )
[ غزلها ]
1
حُسن تو هميشه در فزون باد * رويت همهساله لالهگون باد
2
آنكس كه بدست جام دارد * سلطانى جم مدام دارد
3
گل بىرُخ يار خوش نباشد * بىباده بهار خوش نباشد
قطعه
4
اى باد صبا اگر توانى
16 بحر متقارب مثمّن اثلم
( فعلن فعولن فعلن فعولن 2 بار )
عيشم مدام است از لعل دلخواه * كارم به كام است الحمد للّه
[ غزلها ]
مطلع غزلها را با يكديگر بازمىخوانيم :
1
چندان كه گفتم غم با طبيبان * درمان نكردند مسكين غريبان
2
عيشم مدام است از لعل دلخواه * كارم به كام است الحمد للّه