[ غزلها ]
مصراع نخست از غزلهايى را كه در اين بحر سروده شدهاند ، در پى بازمىخوانيم :
1
به ملازمان سلطان كه رساند اين دعا را
2
دل من به دور رويت ز چمن فراغ دارد
3
به فراغ دل زمانى نظرى به ماهرويى
4
كه بَرَد به بزم شاهان ز من گدا پيامى ؟
14 بحر مجتثّ مثمّن مجنون
( مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن 2 بار )
نسيم صبح سعادت ! بدان نشان كه تو دانى * گذر به كوى فلان كن در آن زمان كه تو دانى
[ غزلها ]
مطلع غزلهايى را كه در بحر مذكور سروده شدهاند ، در پى مىخوانيم :
1
چو آفتاب مى از مشرق پياله برآيد * ز باغ عارض ساقى هزار لاله برآيد
2
خيال نقش تو در كارگاه ديده كشيدم * به صورت تو نگارى نديدم و نشنيدم
3
اتَت روائح رِند الحمى و زاد غرامى * فداى خاك در دوست باد جان گرامى
4
نسيم صُبح سعادت ! بدان نشان كه تو دانى * گذر به كوى فلان كن در آن زمان كه تو دانى
اين وزن ، تنها چهار بار در ديوان خواجه حافظ مورد استفاده قرار گرفته است