3
گر تيغ بارد در كوى آن ماه * گردن نهاديم الحكم للّه
اين وزن ، تنها سه بار در ديوان خواجهء شيراز به كار رفته است
17 بحر منسرح مثمّن مطوى منحور
( مفتعلن فاعلات مفتعلن فع 2 بار )
بر سر آنم كه گر ز دست برآيد * دست به كارى زنم كه غصّه سرآيد
[ غزلها ]
مطلع غزلهايى را كه در اين بحر سروده شدهاند ، به ترتيب حرف « روىّ » در پى بازمىآوريم :
1
روشنى طلعت تو ماه ندارد * پيش تو گل رونق گياه ندارد
2
بر سر آنم كه گر ز دست برآيد * دست به كارى زنم كه غصّه سرآيد
اين بحر ، در ديوان خواجه حافظ ، تنها دو بار به كار رفته است .
18 بحر رجز مثمّن سالم
( مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن 2 بار )
آن كيست كز روى كرم با من وفادارى كند * بر جاى بدكارى چو من يكدم نكوكارى كند