پيوسته از آن روى كنم همدميش * كز رنگ ويم بوى كسى مىآيد
ايضا له [ از چرخ بهر گونه همىدار اميد ]
از چرخ بهر گونه همىدار اميد * و ز گردش روزگار مىلرز چو بيد
گفتى كه پس از سياه رنگى نبود * پس موى سياه من چرا گشت سفيد
ايضا له [ ايّام شبابست شراب اولاتر ]
ايّام شبابست شراب اولاتر * با سبزخطان بادهء ناب اولاتر
عالم همه سربهسر رباطيست خراب * در جاى خراب هم خراب اولاتر
ايضا له [ خوبان جهان صيد توان كرد بزر ]
خوبان جهان صيد توان كرد بزر * خوش خوش براز ايشان بتوان خورد بزر
نرگس كه كلهدار جهانست ببين * كو نيز چگونه سر درآورد بزر
ايضا له [ سيلاب گرفت گردِ ويرانهء عُمر ]
سيلاب گرفت گردِ ويرانهء عُمر * و آغاز پُرى نهاد پيمانهء عُمر
بيدار شو اى خواجه كه خوش خوش بكشد * حمال زمانه رخت از خانهء عُمر