تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ شيرازى ( فارسى ) — صفحة 405

مساهمون:

ص٤٠٥

[ مثنويات ]

ايضا له [ الا اى آهوى وحشى كجائى ]

الا اى آهوى وحشى كجائى * مرا با تست چندين آشنائى
دو تنها و دو سرگردان دو بىكس * دد و دامت كمين از پيش و از پس
بيا تا حال يكديگر بدانيم * مراد هم بجوئيم ار توانيم
كه مىبينم كه اين دشت مشوّش * چراگاهى ندارد خرّم و خوش
كه خواهد شد بگوئيد اى رفيقان * رفيق بىكسان يار غريبان
مگر خضر مبارك پى درآيد * ز يُمن همّتش كارى گشايد
مگر وقت وفا پروردن آمد * كه فالم لا تذرنى فردا آمد
چنينم هست ياد از پير دانا * فراموشم نشد هرگز همانا
كه روزى رهروى در سرزمينى * بلطفش گفت رندى ره‌نشينى
كه اى سالك چه در انبانه دارى * بيا دامى بنه گر دانه دارى
جوابش داد گُفتا دام دارم * ولى سيمرغ مىبايد شكارم
بگفتا چون بدست آرى نشانش * كه از ما بىنشانست آشيانش
ديوان حافظ شيرازى ( فارسى ) — صفحة 405 | شمس الدين حافظ