ديشب گلهء زلفش با باد همىكردم * گفتا غلطى بگذر زين فكرت سودائى
صد باد صبا اينجا با سلسله مىرقصند * اينست حريف اى دل تا باد نپيمائى
مشتاقى و مهجورى دور از تو چنانم كرد * كز دست بخواهد شد پاياب شكيبائى
يا رب بكه شايد گفت اين نكته كه در عالم * رُخساره بكس ننمود آن شاهد هر جائى
ساقى چمن گل را بىروى تو رنگى نيست * شمشاد خرامان كُن تا باغ بيارائى
اى درد توام درمان در بستر ناكامى * وى ياد توام مونس در گوشهء تنهائى
در دايرهء قسمت ما نقطهء تسليميم * لطف آنچه تو انديشى حكم آنچه تو فرمائى
فكر خود و راى خود در عالم رندى نيست * كفرست درين مذهب خودبينى و خودرايى
زين دايرهء مينا خونين جگرم مى ده * تا حل كنم اين مشكل در ساغر مينائى
حافظ شب هجران شد بوى خوش وصل آمد * شاديت مبارك باد اى عاشق شيدائى
[ 494 اى دل گر از آن چاه زنخدان بدرآئى ]
اى دل گر از آن چاه زنخدان بدرآئى * هرجا كه روى زود پشيمان بدرآئى
هش دار كه گر وسوسهء عقل كنى گوش * آدم صفت از روضهء رضوان بدرآئى
شايد كه بآنى فلكت دست نگيرد * گر تشنهلب از چشمهء حيوان بدرآئى