تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ شيرازى ( فارسى ) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠

[ 402 نكتهء دلكش بگويم خال آن مهرو ببين ]

نكتهء دلكش بگويم خال آن مهرو ببين * عقل و جان را بستهء زنجير آن گيسو ببين
عيب دل كردم كه وحشى وضع و هر جائى مباش * گفت چشم شيرگير و غنج آن آهو ببين
حلقهء زلفش تماشاخانهء باد صباست * جان صد صاحبدل آنجا بستهء يك مو ببين
عابدان آفتاب از دلبر ما غافلند * اى ملامت‌گو خدا را رو مبين آن رو ببين
زلف دل دزدش صبا را بند بر گردن نهاد * با هواداران رهرو حيلهء هندو ببين
اينكه من در جستجوى او ز خود فارغ شدم * كس نديدست و نبيند مثلش از هر سو ببين
حافظ ار در گوشهء محراب مىنالد رواست * اى نصيحت‌گو خدا را آن خم ابرو ببين
از مراد شاه منصور اى فلك سر بر متاب * تيزى شمشير بنگر قوّت بازو ببين

[ 403 شراب لعل كش و روى مه‌جبينان بين ]

شراب لعل كش و روى مه‌جبينان بين * خلاف مذهب آنان جمال اينان بين
به زير دلق ملمّع كمندها دارند * دراز دستى اين كوته‌آستينان بين
بخرمن دو جهان سر فرونمىآرند * دماغ و كبر گدايان و خوشه‌چينان بين
بهاى نيم كرشمه هزار جان طلبند * نياز اهل دل و ناز نازنينان بين
حقوق صحبت ما را بباد داد و برفت * وفاى صحبت ياران و همنشينان بين