تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ شيرازى ( فارسى ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
نكته‌دانى بذله‌گو چون حافظ شيرين سخن * بخشش آموزى جهان‌افروز چون حاجى قوام
هر كه اين عشرت نخواهد خوشدلى به روى تباه * وانكه اين مجلس نجويد زندگى به روى حرام

[ 310 مرحبا طاير فرّخ‌پى فرخنده‌پيام ]

مرحبا طاير فرّخ‌پى فرخنده‌پيام * خير مقدم چه خبر دوست كجا راه كدام
يا رب اين قافله را لطف ازل بدرقه باد * كه ازو خصم به دام آمد و معشوقه بكام
ماجراى من و معشوق مرا پايان نيست * هر چه آغاز ندارد نپذيرد انجام
گل ز حد برد تنعّم نفسى رُخ بنما * سرو مىنازد و خوش نيست خدا را بخرام
زلف دلدار چو زنّار همىفرمايد * برو اى شيخ كه شد بر تن ما خرقه حرام
مرغ روحم كه همىزد ز سر سدره صفير * عاقبت دانه خال تو فكندش در دام
چشم بيمار مرا خواب نه در خور باشد * من له يقتل داء دنف كيف ينام
تو ترحّم نكنى بر من مخلص گفتم * ذاك دعواى و ها انت و تلك الايّام
حافظ ار ميل بابروى تو دارد شايد * جاى در گوشهء محراب كنند اهل كلام

[ 311 عاشق روى جوانى خوش نوخاسته‌ام ]

عاشق روى جوانى خوش نوخاسته‌ام * وز خدا دولت اين غم بدعا خواسته‌ام