تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ شيرازى ( فارسى ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
چو غنچه گرچه فروبستگيست كار جهان * تو همچو باد بهارى گره‌گشا مىباش
وفا مجوى ز كس ور سخن نمىشنوى * به هرزه طالب سيمرغ و كيميا مىباش
مُريد طاعت بيگانگان مشو حافظ * ولى معاشر رندان پارسا مىباش

[ 275 صوفى گُلى بچين و مُرقّع بخار بخش ]

صوفى گُلى بچين و مُرقّع بخار بخش * وين زهد خشك را بمى خوشگوار بخش
طامات و شطح در ره آهنگ چنگ نه * تسبيح و طيلسان بمى و ميگسار بخش
زهد گران كه شاهد و ساقى نمىخرند * در حلقهء چمن بنسيم بهار بخش
را هم شراب لعل‌زداى مير عاشقان * خون مرا به چاه زنخدان يار بخش
يا رب بوقت گُل گنه بنده عفو كن * وين ماجرا بسر و لب جويبار بخش
اى آنكه ره بمشرب مقصود برده‌اى * زين بحر قطره‌اى به من خاكسار بخش
شكرانه را كه چشم تو روى بتان نديد * ما را بعفو و لطف خداوندگار بخش
ساقى چو شاه نوش كند بادهء صبوح * گو جام زر بحافظ شب‌زنده‌دار بخش

[ 276 باغبان گر پنج روزى صحبت گل بايدش ]

باغبان گر پنج روزى صحبت گل بايدش * بر جفاى خار هجران صبر بلبل بايدش