بر آن سرم كه ننوشم مى و گنه نكنم * اگر موافق تدبير من شود تقدير
چو قسمت ازلى بىحضور ما كردند * گر اندكى نه بوفق رضاست خُرده مگير
چو لاله در قدحم زير ساقيا مى و مشك * كه نقش خال نگارم نمىرود ز ضمير
بيار ساغر دُرّ خوشاب اى ساقى * حسود گو كرم آصفى ببين و بمير
بعزم تو به نهادم قدح ز كف صد بار * ولى كرشمهء ساقى نمىكند تقصير
مى دوساله و محبوب چاردهساله * همين بسست مرا صحبت صغير و كبير
دل رميدهء ما را كه پيش مىگيرد * خبر دهيد بمجنون خسته از زنجير
حديث توبه درين بزمگه مگو حافظ * كه ساقيان كمان ابرويت زنند بيتر
[ 257 روى بنما و مرا گو كه ز جان دل برگير ]
روى بنما و مرا گو كه ز جان دل برگير * پيش شمع آتش پروانه بجان گو درگير
در لب تشنهء ما بين و مدار آب دريغ * بر سر كشتهء خويش آى و ز خاكش برگير
ترك درويش مگير ار نبود سيم و زرش * در غمت سيم شمار اشك و رُخش را زر گير
چنگ بنواز و بساز ار نبود عود چه باك * آتشم عشق و دلم عود و تنم مجمر گير
در سماع آى و ز سر خرقه برانداز و برقص * ورنه با گوشه رود خرقهء ما در سر گير