تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ شيرازى ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
چشم تو ز بهر دلربائى * در كردن سحر ذو فنون باد
هرجا كه دليست در غم تو * بىصبر و قرار و بىسكون باد
قدّ همه دلبران عالم * پيش الف قدت چو نون باد
هر دل كه ز عشق تست خالى * از حلقهء وصل تو برون باد
لعل تو كه هست جان حافظ * دور از لب مردمان دون باد

[ 108 خسروا گوى فلك در خم چوگان تو باد ]

خسروا گوى فلك در خم چوگان تو باد * ساحت كون و مكان عرصهء ميدان تو باد
زلف خاتون ظفر شيفتهء پرچم تُست * ديدهء فتح ابد عاشق جولان تو باد
اى كه انشاء عطارد صفت شوكت تست * عقل كل چاكر طغراكش ديوان تو باد
طيرهء جلوهء طوبى قد چون سرو تو شد * غيرت خُلد برين ساحت بستان تو باد
نه به تنها حيوانات و نباتات و جماد * هر چه در عالم امرست بفرمان تو باد

[ 109 ديرست كه دلدار پيامى نفرستاد ]

ديرست كه دلدار پيامى نفرستاد * ننوشت سلامىّ و كلامى نفرستاد
صد نامه فرستادم و آن شاه‌سواران * پيكى ندوانيد و سلامى نفرستاد
ديوان حافظ شيرازى ( فارسى ) — صفحة 144 | شمس الدين حافظ