گرچه جاى حافظ اندر خلوت وصل تو نيست * اى همه جاى تو خوش پيش همه جا ميرمت
[ 93 چه لطف بود كه ناگاه رشحهء قلمت ]
چه لطف بود كه ناگاه رشحهء قلمت * حقوق خدمت ما عرضه كرد بر كرمت
بنوك خامه رقم كردهء سلام مرا * كه كارخانهء دوران مباد بىرقمت
نگويم از من بيدل بسهو كردى ياد * كه در حساب خرد نيست سهو بر قلمت
مرا ذليل مگردان بشكر اين نعمت * كه داشت دولت سرمد عزيز و مُحترمت
بيا كه با سر زلفت قرار خواهم كرد * كه گر سرم برود بر ندارم از قدمت
ز حال ما دلت آگه شود مگر وقتى * كه لاله بردمد از خاك كشتگان غمت
روان تشنهء ما را به جرعهاى درياب * چو مىدهند زلال خضر ز جام جمت
هميشه وقت تو اى عيسى صبا خوش باد * كه جان حافظ دلخسته زنده شد بدمت
[ 94 زان يار دلنوازم شكريست با شكايت ]
زان يار دلنوازم شكريست با شكايت * گر نكتهدان عشقى بشنو تو اين حكايت
بىمُزد بود و منّت هر خدمتى كه كردم * يا رب مباد كس را مخدوم بىعنايت
رندان تشنهلب را آبى نمىدهد كس * گوئى ولىشناسان رفتند ازين ولايت