[ شرح ] غزل 34
بيت 1 : رواق : ايوان ، باصفاترين جايگاه مسقف در خانه كه در اينجا منظور « تخم چشم » است . آشيانه : خانه
تخم چشم من خانهى توست ، به خانهى خودت تشريف بياور .
بيت 2 : به لطف خال و خط : با خوبى و زيبايى خال و سبزهى عذار « * »
دل عارفان را ربودى ، يعنى براى شكار دل مردان حق ، خال را دانه و سبزهى عذار را دام قرار دادى . لطيفههاى عجب . . . : چه حقهها و نكتههاى باريكى براى دلبرى در زير خال و خط خود پنهان كردهاى .
بيت 3 : بلبل صبا : بلبلى كه در بهار نغمهسرايى مىكند . گلبانگ : آواى رسا و خوش
بيت 4 : مفرح ياقوت : معجون مقوى و مفيد براى قلب به رنگ ياقوت سرخ ؛ به استعاره لبان گلگون و ياقوتفام معشوق - بيمارى دل ما را با ياقوت مفرح لبان سرخت معالجه كن ، يعنى با بوسهاى از لبان نوشينت به تن مرده ما جان ببخش .
بيت 5 : به تن مقصرم . . . : از اين كه شخصا افتخار ديدارت نصيبم نمىشود ، خود را مقصر مىدانم ولى جانم و جوهر وجودم خاك در خانهى توست .
بيت 6 : شوخ : زيبا خزانه : گنج به استعاره دل عاشق مهر و نشانه : مهروموم كردن « * * » - من كسى نيستم كه حلقه بندگى هر زيبارويى را به گوش كنم ، تو تنها فرد دلخواه منى !
بيت 7 : لعبت : معشوق بسيار زيبا شهسوار شيرين كار : اى شاه اسب سواران ، دلدار توسن : اسب رام نشو ، اسب سركش
تو چقدر دلفريب و افسونكارى كه فلك سركش فرمانبردار تو شده است .
بيت 9 : سرود مجلست . . . : وقتى كه فلك شعبدهباز در مقابل فريبها و نيرنگ تو به لرزه درآيد و تسليم شود ديگر تكليف من بيچاره معلوم است ! ( در اينجا « تو » ، منظور حضرت حق است . )
هامش
* سبزه عذار : موهاى تازهرسته در اطراف صورت جوانها ، ريش .
* * مهروموم كردن : در انبارها و خزائن و صندوق اوراق بهادار را براى اين كه محفوظ بماند ، مهروموم مىكنند . بدين طريق كه پس از قفل كردن در خزانه يا صندوق ، تعدادى پارچه يا نخ به دور قفل مىبندند و روى آن نخ را با موم مىپوشانند و سپس مهرى روى آن موم مىزنند . تنها كسى كه مجاز به باز كردن در است ، كسى است كه آن مهر را در اختيار دارد