تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦

غزل 36 [ تا سر زلف تو در دست نسيم افتاده است ]

1 تا سر زلف تو در دست نسيم افتاده است * دل سودا زده از غصه دو نيم افتاده است
2 چشم جادوى تو خود عين سواد سحر است * ليكن اين هست كه اين نسخه سقيم افتاده است
3 در خم زلف تو آن خال سيه دانى چيست * نقطه‌ى دوده كه در حلقه‌ى جيم افتاده است
4 زلف مشكين تو در گلشن فردوس عِذار * چيست طاووس كه در باغ نعيم افتاده است
5 دل من در هوس روى تو اى مونس جان * خاك راهى است كه در دست نسيم افتاده است
6 همچو گرد اين تن خاكى نتواند برخاست * از سر كوى تو زان‌رو كه عظيم افتاده است
7 سايهء قد تو بر قالبم اى عيسى دم * عكس روحى است كه بر عظم رميم افتاده است
8 آن كه جز كعبه مقامش نبد از ياد لبت * بر در ميكده ديدم كه مقيم افتاده است
9 حافظ گمشده را با غمت اى يار عزيز * اتحادى است كه در عهد قديم افتاده است
ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 96 | شمس الدين حافظ