تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 694

مساهمون:

ص٦٩٤

غزل 334 [ گر دست رسد در سر زلفين تو بازم ]

1 گر دست رسد در سر زلفين تو بازم * چون گوى چه سرها كه به چوگان تو بازم
2 زلف تو مرا عمر دراز است ولى نيست * در دست سر مويى از آن عمر درازم
3 پروانه‌ى راحت بده اى شمع كه امشب * از آتش دل پيش تو چون شمع گدازم
4 آن دم كه به يك خنده دهم جان چو صراحى * مستان تو خواهم كه گزارند نمازم
5 چون نيست نماز من آلوده نمازى * در ميكده زان كم نشود سوزوگدازم
6 در مسجد و ميخانه خيالت اگر آيد * محراب و كمانچه ز دو ابروى تو سازم
7 گر خلوت ما را شبى از رخ بفروزى * چون صبح بر آفاق جهان سر بفرازم
8 محمود بود عاقبت كار در اين راه * گر سر برود در سر سوداى ايازم
9 حافظ غم دل با كه بگويم كه در اين دور * جز جام نشايد كه بود محرم رازم